لسان الملك سپهر
40
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
مردم يثرب چون اين بدانستند همه شب حملهاى كران « 1 » از خرما به لشكرگاه او مىفرستادند ، و روز همچنان به كار جنگ مشغول بودند . حسّان از روش ايشان سخت حيران شد و از آن خشم و كين كه داشت فرود آمد و اندك اندك كار به رفق و مدارا افتاد . و مردم يثرب را يكيك در حضرت او راه مراوده بدست آمد . و در آن زمان از اولاد عمرو بن عامر مزيقيا طايفهء اوس و خزرج در يثرب جاى داشتند . - و فرزندان ايشان بودند كه در روزگار پيغمبر آخر الزّمان انصار شدند - . بالجمله رئيس آن جماعت ، عمرو بن معاوية بن عمرو بن عامر بن النّجار بود و اسم النّجار تيم اللّه است و تيم اللّه « 2 » پسر ثعلبة بن عمرو بن معاوية بن عمرو بن عامر بن مزيقياست و نام مادر عمرو ، طلّه است و او به نام مادر مشهور است ، چه او را عمرو بن طلّه گويند و طلّه دختر عامر بن زريق بن عبد حارثة بن ملك بن غضب بن جشم بن خزرج [ بن حارثه ] است . و از اينجاست كه خالد بن عبد العزّى بن غزيّة بن عمرو بن عبد بن عوف بن غنم بن النّجار [ بن مالك ] در آن هنگام كه تبّع به كنار يثرب فرود شد ، به وجود عمرو بن طلّه فخر كرد و اين شعر گفت : فيلق « 3 » فيها أبو كرب * سبّغ أبدانها ذفرة « 4 » فيهم عمرو بن طلّة ملاء * الا له قومه عمره سيّدا سامى الملوك و من * رام عمروا لا يكن قدره يعنى : در لشكر يمن ، ابو كرب است كه بوى عرق و بدن لشكريانش از كثرت جنبش و جوشش در ميان زره سخت تند و بدبو باشد . و از اين سوى عمرو بن طلّه در ميان مردم يثرب است كه در روز جنگ موثق باشد و هر كه قصد او كند به دو ظفر نجويد . و ديگر از بزرگان اهل يثرب ، تنى از اولاد عمرو بن مبذول بود ، و اسم مبذول ،
--> ( 1 ) . حملهاى گران : بار سنگين . ( 2 ) . در سيرهء ابن هشام نسب تيم اللّه چنين ذكر شده است : ابن ثعلبة بن عمرو بن الخزرج ابن حارثة بن ثعلبة بن عمرو بن عامر . ( 3 ) . فيلق به فتح فا و سكون ياى تحتانى بر وزن بيدق به معنى لشكر است . ( 4 ) . الذّفرة : بوى تند كه بد باشد ( م ) .